اولین دیدار - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 11:20
اولین دیدارمان را به یاد داریبعد ازآن سال های دور…؟چشمان عسلی ات می خندیدند و من …دوباره طبق عادت همیشگی گونه هایم سرخ شدند و تو قهقهه زدی…تماشایت می کردم …تماشایم می کردی …زل زده بودم به آن چند تار
زیبایی - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 11:20
بار اول که دیدمتچنان بی مقدمه زیبا بودیکه چند روز بعدیادم افتادباید عاشقت می شدم..!
می خواهم دوستت نداشته باشم - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 11:20
می خواهم دوستت نداشته باشماما نمیتوانم . . . !و این تنها جاییستکه خواستنتوانستن نیست . . .
تو برمی گردی - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 11:20
تـــو برمی گردی و زندگی رااز جایی که پاره شده دوباره به هم می دوزیمدر صندوقِ خاطره ها هنوز نخ برای بخیه زدن هست…
جزیره ی دور افتاده - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 11:20
درست مثل یک جزیرهاز همه طرف به تنهایی محدودمو چشم به راه یک کاشف!
یک نفر از جنس احساس تو - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 11:20
یک نفر از جنس احساسِ تــــومی خواهد دلــــــــــــمیک نفر مثل خــودت،اصلا تــــــــو را می خواهد دلـــم
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 11:20
همیشه در ریاضیات ضعیف بودمسال هاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من . . .
کاری به دنیا ندارم ... - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 11:20
مـــــَـــــــنکاری به دنیا و قانونــاش نــدارم…چشمای عشقــــــم خودش یه دنیاستقانونش هم اینه مالـــه من باشــه…ღ
تو و تو و فقط تو - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 11:20
تـو آخـریـنکـسیهـستیکـهاولـینبـارعـاشـقش شـدم . . .---------------------------------------تو رادوست دارمدر زمانه ای کهعشق را نمی شناسند …
دم چشمهایت گرم - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 11:20
دم چشمهایت گرمبا آن دوستت دارم های عاشقانه اش…از زیر زبانت که نمیتوان حرفی کشید !
جای خالی ...... - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:37
تو در کنار خودت نیستی و نمی دانی که در کنار تو بودن چه عالمی دارد .
نبودت ..... - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:37
نبودن تو فقط نبودن تو نیست نبودن خیلی چیزاست ....
آرزو - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:37
ز تمام بودنی ها تو همین ازان من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد ....
خوب من - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:37
خبرت هست که از خوبی خود بی خبری ؟ به خا خوب تر از خوب تر از خوب تری ......
اشتیاق دیدار - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:37
گفتم ببینمش مگر درد اشتیاق ساکت شود ........... بدیدیم و مشتاق تر شدیم .......
دلم - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:37
گویند که چرا دل بدیشان دادی ؟!والله که من ندادم..... ایشان بردند
دل خوشی های کودکانه - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:37
از من عبور می کنی و دم نمی زنی !تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای !
شروع - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:37
من همانم که شروعش کردینکند دل بکنی، بی سرو سامان بشوم !!
دکتر هم فهمید - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:37
دکتر که دیدافت فشارم همیشگی استدست تو را گرفت و بر دستانم فشار داد